تبليغاتX
help me my heart!!

help me my heart!!

به نام اون کسی که دلارام را آفرید تا با دیدن و داشتنش دلم آرام شود و آفریدگارش را شکر گذارم

 شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد

      آه عاشق زود گيرد دامن معشوق 


اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و

 توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من

 نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و

 تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه

 جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق

 راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد

 زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دوستت دارم


  يارب نگاه كسي را به كسي آشنا مكن

               گر آشنا مي‌كني قسم به كرامتت

                                               از هم جدا مكن


تنهايي خيلي دوست دارم برم تو فكر بعظيها

اينو واسه اون ميخونم خودش ميدونه كه كيا

خودش اينو خوب ميدونه ولي به روش نمياره

دلو به اون راه ميزنه يه وقت نشه كم بياره


یه روزی میاد که رو خاک تنم پا میذاری

کاش یادت بمونه وقتی منو تنها میذاری

من فقط تو زندگی یه آرزو مونده برام

که تو قلبت بمونم اگه برام جا بذاری

+ نوشته شده در  85/05/02ساعت 10:29 AM  توسط تک سوار ...  | 

دروغ ها یه ویرانگر

 

+ نوشته شده در  85/05/02ساعت 9:16 AM  توسط تک سوار ...  | 

 

به اسم عشق و عاطفه با قلبمون بازي مي شه

 هركي به قانون خودش براي ما قاضي ميشه،

 اين روزا هر چي عاشقه تو زندگي مي كشه خط

، عشقو هوس يه معنيه تو كتابهاي غلط

،خلاصه دنياي  شما براي من خيلي كمه

، از اين ديار بي كسي رفتن من مسلمه

، ميرم و هر جا كه بشه ، پرچم مشكي مي ذارم

 هركي بخواد بدش بياد با هيشكي تعارف ندارم.

+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9:31 AM  توسط تک سوار ...  | 

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند

 

و عده ای می گويند , آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند

 

 و بعضی می خندند دلمان خوش است به لذت های کوتاه

 

به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند به اينکه

 

 کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود با

 

 شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم

 

 دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های

 

 نزديک دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و

 

 چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود چقدر

 راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را 

 

       

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش رو داری

 

هرگزنگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا ميشي

 

هرگزنگودوست داري اگر حقيقتا به ان اهميت نميدي

 

درباره احساسات سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد

 

هرگزبه چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري

 

هرگز سلامي نده وقتي مي دوني خداحافظي در پيشه

 

به كسي نگو تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر ميكني

 

قلبي را قفل نكن وقتي كليدش رو نداري

 

و كسي رو كه دوست داري به اين آسوني ها از دست نده .شايد

 

هيچ وقت كسي رو به اون اندازه دوست نداشته باشي

 

كسي  هم كه دوستت داره  به اين آسوني ها از دست نده .شايد

 

هيچ كسي به  اندازه اون دوستت نداشته باشه

فراموشم نخواهی کرد می دانم

 کسی همچون مرا هرگز نخواهی يافتمی دانم

 کسی را که تو را تنها برای آنچه بودی دوستت می داشت

کسی را که تو را بی قيد و قانون دوستت ميداشت 

  و
                می دانم  که آهنگِ طپش های دلم را  در دلی ديگر

   نه... هرگز! در دلی ديگر... نخواهی يافت!  

+ نوشته شده در  85/04/15ساعت 10:28 AM  توسط تک سوار ...  | 

 ilove you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

i love you delaram

+ نوشته شده در  85/03/24ساعت 8:45 AM  توسط تک سوار ...  | 

یادت می یاد گفتی به من،عشق تو رو به دل دارم؟

دروغ می گفتی اما من،راست راستکی دوستت دارم

سر به سرم گذاشتی وچند روزی موندگار شدی

گفتی که همدمم میشی،همرنگ روزگار شدی

چشمات به من دروغ میگفت،امابازم میخواستمت

وقتی که رفتی به سفر،به انتظار نشستمت

پیش خودم دلم می گفت:که برمی گردی از سفر

برگشتی اما چه جوری؟دستت تو دست یک نفر!

دلم که باور نمی کرد!ازتو یه دستی خورده بود

اون روز نشست وگریه کرد،که بازی رو نبرده بود

بعداز سرود عشق تو دلم دیگه شعری نخوند

همرنگ آدما شد وعاشق هیچکسی نموند

بعد از تو ونگاه تو،دلم دیگه فریب نخورد

دیگه برای هیچکسی ،به خاطر نگاش نمرد

 

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 8:29 AM  توسط تک سوار ...  | 

من در غم تو           تو در وفای دگری    

 من در دل تو          تو دلگشای دگری

در مذهب عاشقان      کجا این باشد    

من دست تو بوسم     و تودست دگری!!

+ نوشته شده در  84/12/17ساعت 10:25 AM  توسط تک سوار ...  | 

دیدمش از دور که می رفت

اشک سردی تو چشاش بود

اون نمی خواست بره اما...

زنجیره اجبار به اش بود

می شنیدم هق هقش رو

که می گفت تا فردا بدرود

لحظه های تلخ بود اما

دل من منتظرش بود

به سلامت ای همه کس

می دونم که بر می گردی

میدونم دلت همین جاست

از دلم سفر نکردی

خیلی زود رفت لب جاده

اما من اونو می دیدم

خداحافظ گفتنش رو

خیلی روشن می شنیدم

چند قدم مونده به بودن

ذره ای نزدیک تر از من

سره وعود مون نشستن

تشنه ی به تو رسیدن

بغض سردم نعره می زد

خداحافظ عشق رویااااااااا

می مونم تا بربگردی

روی نیمکت لب دریااااا

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 10:18 AM  توسط تک سوار ...  | 

دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست

اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست

چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود

چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست

دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست

همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست

نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد

هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست

تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست!!!!

مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست!!!
 

دل من جوون مي شه وقتي صداتا مي شنوم

هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 10:14 AM  توسط تک سوار ...  | 

عشق يعني........

عشق يعني سرزمين پاك من

 عشق يعني لحظه بيداد من عشق يعني ليلي و مجنون شدن

 عشق يعني وامق و عذرا شدن

عشق يعني مسجد الاقصي من

 عشق يعني كودك فرداي من عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن

عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن

 عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن

عشق يعني كعبه اسرار من

 عشق يعني مخزن الاسرار من

+ نوشته شده در  84/07/03ساعت 9:15 AM  توسط تک سوار ...  | 

(( دوستت دارم ))

 

( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .

 

( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .

 

( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .

 

( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . 

 

( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .

 

( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .

 

( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .

 

( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد .

 

( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی .

+ نوشته شده در  84/06/27ساعت 9:16 AM  توسط تک سوار ...  | 

اي چراغ هر بهانه

از تو روشن ، از تو روشن

 

اي كه حرفاي قشنگت

منو آشتي داده با من

 

 

من و گنجشكاي خونه

ديدنت عاتمونه

 

از براي ديدن تو

پر مي گيريم از تو لونه

 

باز ميايم كه مثل هر روز

برامون دونه بپاشي

 

منو گنجشكا مي ميريم

تو اگه خونه نباشي

 

هميشه اسم تو بوده

اول و اخر حرفام

 

بس كه اسم تو رو خوندم

بوي تو داره نفسهام

 

عطر حرفاي قشنگت

عطر يك صحرا شقايق

 

تو همون شرمي كه از اون

سرخه گونه هاي عاشق

 

شعر من رنگ چشاته

رنگ پاك بي رياي

 

بهترين رنگي كه ديدم

رنگ زرد كهربائي

+ نوشته شده در  84/06/17ساعت 9:9 AM  توسط تک سوار ...  | 

تا حالا شده بخوای اشک بریزی ، گریه کنی یه عالمه اما نتونی و گلوت از زور بار بغز بخواد خفه شه ...

تا حالا شده که بخوای با تمام قدرت خدا رو فریاد بکشی و ازش کمک بخوای که رهات کنه ، به دادت برسه ...

تا حالا شده که دلت بخواد یه مسافر در خونت رو بزن و تو رو از این همه چشم انتظاری در بیاره ...

تا حالا شده زیر بار سنگین فاصله انقدر له بشی که دیگه حتی نتونی جیک بزنی ...

تا حالا شده عشقت و ندید بگیرن و بعد هم ...

اصلا تا حالا شده عاشق بشید من شدم و فهمیدم عشقم مثل همه چیز تو دنیا واسه همه یه شکل نیست ...

عشق من اما رنگش بنفشه ، بنفش به رنگ دوری ، فاصله ، انتظار و شور مثل غم ، مثل اشک و گرفته و تنگ

مثل بغز ، مثل نفسهای کوتاه من و از جنس من از جنس برزخ ، از جنس مه

و بزرگ از قد آسمون هم خیلی بالاتر شاید هم بیشتر ، عاشقانه اونقدر که دوستم داشت و دارم

لطیف مثل ابریشم ، ابر و تموم مهربونیاش ... تا حالا شده به انتظار شنیدن دوباره ی یه صدای آشنا روزها ، شبها ،

ماهها و شاید سالها به انتظار بشینی که بیاد بیاد ، برگرده و بالاخره تنهایی تو هم تموم شه

یه زمانی بود که می خندیدم ، می رقصیدم با عشق و بوسه و احساس ... بجای درویشی و تنهایی و های های بی خبری

دامنم پر بود از احساس خوشبختی ، عشق ، عشق ، عشق ...

حالا هم حالم خوبست یه تنهایی دارم به وسعت عشق تو ، یه آرامش و سکوت محض که اونجا فقط صدای تیک تیک ساعت

که می تونه جای تو رو بگیره ، جای عشقم رو بگیره ، جای نفسهای گرمت و بگیره ...

از وقتی رفتی چشمای کسی دیگه آینه صورتکم نشد ، ا ز وقتی که رفتی ...وای به روزی که از سفر بر گردی دیگه نمی ذارم بری و

تنهام بزاری هر جا بری باهات می یام ، باهات می یام .... دوسِت دارم ...دوسِت دار
م
+ نوشته شده در  84/05/17ساعت 9:3 AM  توسط تک سوار ...  | 

اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش

اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستار هارو می شمارم

اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم

منو ببخش اگه تورو می سپرمت دست خدا

اگه پیشه غریبه ها به جای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو فرشته ای و من خیلی باشه یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم

منو ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

+ نوشته شده در  84/01/02ساعت 3:58 PM  توسط تک سوار ...  | 

چرا هیچکی نظر نمیده؟ من ... من... من.......گناه دارم.(اردلان)
+ نوشته شده در  82/08/11ساعت 3:55 PM  توسط تک سوار ...  | 

به هم که می رسیم سه نفریم

من            تو              بوسه 

از هم که جدا می شیم چهار نفریم

تو    و     تنهایی              من     و    عذاب

+ نوشته شده در  82/05/10ساعت 3:24 PM  توسط تک سوار ...  | 


شوخی شوخی

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند

وگنجشکها جدی جدی میمیرند

ادمها شوخی شوخی زخم می زنند

و قلبها جدی جدی میشکنند

و او شوخی شوخی لبخند زد و من جدی جدی عاشق شدم


+ نوشته شده در  82/05/02ساعت 3:23 PM  توسط تک سوار ...  | 

آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رويا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود
عکس شيدايی در آن آيينه ی سيما نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

در دل بيدار خود جز بيم رسوايی نداشت
گرچه روزی همنشين جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

ديدم آن چشم درخشان را ولی در اين صدف
گوهر اشکی که من می خواستم پيدا نبود

بر لب الوان من فرياد دل خاموش بود
آخر آن تنها اميد جان من تنها نبود

جز من و او ديگری هم بود اما ای دريغ
آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود
+ نوشته شده در  82/01/02ساعت 3:6 PM  توسط تک سوار ...  | 

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه


+ نوشته شده در  81/12/29ساعت 7:54 PM  توسط تک سوار ...  | 

تن تو ظهر تابستونو به يادم مياره

رنگ چشماي تو بارونو به يادم مياره

وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره

قهر تو تلخي زندونو به يادم مياره

من نيازم تو رو هرروز ديدنه                       از لبت دوستت دارم شنيدنه

تو بزرگي مثه اون لحظه كه بارون مي‌زنه

تو همون خوني كه هر لحظه تو رگ‌هاي منه

تو مثه خواب گل سرخي لطيفي مثه خواب

من همونم كه اگه بي‌تو باشه جون مي‌كنه

من نيازم تو رو هرروز ديدنه                       از لبت دوستت دارم شنيدنه

تو مثه وسوسه شكار يك شاپركي

تو مثه شوق رها كردن يك بادبادكي

تو هميشهمثه يك قصه پر از حادثه‌اي

تو مثه شادي خواب‌كردن يك عروسكي

من نيازم تو رو هرروز ديدنه                       از لبت دوستت دارم شنيدنه

تو قشنگي مثه شكلايي كه ابرا مي‌سازن

گلاي اطلسي از ديدن تو رنگ مي‌بازن

اگه مرداي تو قصه بدونن كه اينجايي

براي بردن تو با اسب بال‌دار مي‌تازن


+ نوشته شده در  81/09/12ساعت 1:32 PM  توسط تک سوار ...  | 

با تو هستم ای مسافر

ای به جاده تن سپرده

ای که دلتنگی غربت من از یاده تو برده

هنوزم هوای خانه عطر دیدار تو داره

گل به گل گوشه به گوشه تو را یاده من میاره

با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی

بی و دا بی تفاوت سرد بی صدا شکستی

به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم

تازه میشود دوباره از تو داغ خاطراتم

به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن

هر  کجا باشی باشم به تو بر میگردم از من

این تو هی همیشه ی من توی آینه ی تقدیر

با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

با تو من چه کرده بودم

که چنین مرا شکستی

بی وداع بی تفاوت سر دو بی صدا شکستی سر دو بی صدا شکستی

به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم

 تازه میشود دوباره از تو داغ خاطراتم

به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن

هر  کجا باشی باشم به تو بر میگردم از من

 این تو هی همیشه ی من توی آینه ی تقدیر

 با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

با تو من چه کرده بودم

 که چنین مرا شکستی

بی وداع بی تفاوت سر دو بی صدا شکستی سر دو بی صدا شکستی


 

+ نوشته شده در  81/08/28ساعت 1:24 PM  توسط تک سوار ...  | 

باور کن....

هیچگاه نمی توانم تو را و همه ی آنچه را که در

پریشانی نگاه پریشانت برای من وبالاتر از من! برای قلب

دیوانه پرست من داشتی فراموش کنم

حتی برای یک لحظه...


+ نوشته شده در  81/03/30ساعت 9:10 PM  توسط تک سوار ...  | 

دوستت دارم  همین همین همین
+ نوشته شده در  81/02/10ساعت 9:7 PM  توسط تک سوار ...  | 

چشم های منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاک و ساده

پنجره باز و غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب توی دلم می کوبه

 برام یه یادگاری غیر از اون چیز دیگه نمونده

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

 سهم من از با تو بودن طعم تلخ غروبه......

+ نوشته شده در  80/10/18ساعت 3:37 PM  توسط تک سوار ...  | 

عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم کلی پری شونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

قهوه ی فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم خاک تو گلدونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

برف زمستونت شدم رسوا وحیرونت شدم چک چک ناودونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

آفتاب و بارونت شدم اشکای غلطونت شدم عطر و گلا بدونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

ماه تو ایونت شدم خراب و ویرونت شدم گل تو گلستونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

3 ماه تابستونت شدم الوندو کارونت شدم دشتای ایرونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

دنا و هامونت شدم نزدیک تر از جونت شدم رگت شدم خونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

خادم و در بونت شدم اسیر زندونت شدم گلاب کاشونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

یه جوری مدیونت شدم سنگ خیابونت شدم راهی میدونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

تو سختی اسونت شدم تو دردا درمونت شدم ناجی و پنهونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

لباس و سامونت شدم سارق ایمونت شدم چشای گریونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

لبای خندونت شدم گشنه شدی نونت شدم آب فراونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

 

همیشه ممنونت شدم من نی چوپونت شدم آب تو بیابونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

شعرای ارزونت شدم عمری غزل خونت شدم تسلیم قانونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

 

کشته ی مژگونت شدم هلاک چشمونت شدم رفتم و قربونت شدم

امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

 

رفتم و قربونت شدم امـا بـــــــــــازم نـیـومدی

+ نوشته شده در  80/06/16ساعت 3:31 PM  توسط تک سوار ...  | 

بنویس از سر خط

بنویس که دلت دیگه به یاده اون نیست

بنویس که بدونه

وقتی نباشه قلبت از قصه خون نیست

اون که گذاشت و رفت

یه روزی سرش به سنگ می خوره بر می گرده

دیگه صداش نکن

بزار خودش بیاد دنبالت بگرده

دیگه گریه نـــکن

آخه اشک تو باعث شادی یه اونه

دیگه نگاش نکن

آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه

اگه می خواست می موند

حالا که رفته قصش رفته ز یــاد م

اگه پیشم می موند

می دید جز اون به هیشکی دل نمی دم

دیگه گریه نـــکن

آخه اشک تو باعث شادی یه اونه

 

+ نوشته شده در  80/05/08ساعت 3:27 PM  توسط تک سوار ...  | 

توی اینه خودتو ببین چه زوده زود

توی جونی غصه اومد سراغت پیرت کنه

نزار که تو اوج جونی غبار غم

بشینه رو دلت یه هو پیرت و زمین گیرت کنه

منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست

تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمی یاد

خودش میگفت یه روزی میزاره میره

خودش می گفت یه روز خا طرت و میبره از یاد

آخه دل من دل ساده ی من

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

آخه دل من دل دیونه ی من

دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمرآزگـار

آخه دل من دل ه دیونه ی من

تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت

تو موندی یو یه عمر بی کسی یو یه عمر خاطره پیشه روت

دیگه نمی یاد دیگه پیشت نمی یاد

از اون چی مونده به جز یه عکس روی دیوار

 

آخه دل من دل ساده ی من

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی

تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی

 

در پی پیدا کردن کسی برو       که فقط به خاطر خودت بخواد تو رو

+ نوشته شده در  80/03/08ساعت 3:18 PM  توسط تک سوار ...  |